تبلیغات
تـ ـنـ ـهـ ـا تـ ـر یـ ـن تـ ـنـ ـهـ ـا . . .

تـ ـنـ ـهـ ـا تـ ـر یـ ـن تـ ـنـ ـهـ ـا . . .

چـــــرت نوشت های من...



اونی که عاشقی رو یاد من داد ، رفـــــت !


░ 1393/11/17 ░ 01:31 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


حال و هوایم ابریست


دوستی ها کم رنگ
بی کسی ها پیدا
راست گفتی سهراب
آدم اینجا تنهاست
- -
حال و هوایم ابریست☁
دلم باران میخواهد با یک چتر بسته 
تا که پیدا نباشد اشک هایم میان گریه ی ابرها ☁ .


░ 1393/11/17 ░ 01:30 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


هیچکس ارزش دچار شدن ندارد!
بغض ها را گاهى باید قورت داد

عاشقانه ها را از پنجره تف کرد

و درها را به روى همه بســت

گاهى هیچ کس ارزش دچار شدن را ندارد


░ 1393/05/24 ░ 12:25 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


" دل " به شرط چاقو
از روی کینه نیست اگر خنجر به قلبت می زنند

این مردمان به شرط چاقو دل می برند 


░ 1393/05/24 ░ 12:20 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


در حسرت...
درحسرت موجم، باران کفافم نیست


░ 1392/12/16 ░ 09:22 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


خسته شدم از دلتنگی
خیلی دلم تنـگه
خــــســـتــــــم
خستــــم از ایــن دنیــایـی که تمـوم نمیـشــه

گاهی وقتا آدم نمیدونه که باید چیکار کنه
گاهی وقتا آدم با همه ی همه لج میکنه، با دوستاش با خونوادش اصن کلا با خودش
یه حسی به آدم دس میـده
انگار که توی یه خلاء باشی
یا مثلا معلق توی فضـــــــا
اون موقعست که باز همون فکرای خراب تکراری میان سراغت (مرگ، گریه، خاطراتی که آدماش نیستن ولی خوب جزئیاتشون یادته...)


گرد و غبـاری که دلم گرفتــــه
حـوصــله زیــر و زبـــر نـــــداره
ساقه ی خشکیده بید صبرم
خـــم شــده و نای تبــر نداره
بیـــاد با اینـــکه آخرای قصه است
از رو دوشت این بار و بر می داره
قافیـــه هـام یکی یکی تمـو شـد
امــــــــا تــــرانه هــام ادامـــه داره
از رو دوشت این بار و بر می داره

یعنی یکی پیدا نمیشـه از اون
بــرای ایـن خستـــه خبــر بیاره
اگه بیـــاد بهش بگیــن بجنبــه
غصـــــــــه داره دخل منو میاره
غصـــــــــه داره دخل منو میاره




░ 1392/10/11 ░ 05:33 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟
من که راضی به این خلقت نبودم زور بود ؟
من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست!
من بمانم یا بمیرم هیچکس دلتنگ نیست!

طراحی از خودم

ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟

برای مشاهده اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید



░ 1392/10/11 ░ 05:32 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


گاهی وقتا . . . !
گاهی وقتا انقد حالمبد میشه که دیگه حال بدم رو هم نمیتونم بنویسم !
و نتیجش این میشه که وبم آپ نمیشه و شما ها دیگه منو از یاد میبرین !


░ 1392/09/19 ░ 11:08 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


هـــــــــــــــــــی!
ﭼﻪ ﺣﺴﻪ ﺧﻮﺑﯿﻪ …..!
ﻋﺸﻘﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺳﯿﻨﺖ …..!
ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ ….!
ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺒﻮﺳﯽ …..!
ﺍﺭﻭﻡ ﺍﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ ….!
ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ …!
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽ ….!
ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﯽ ….!
ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺑﺸﻪ ….!
ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﯽ ….!
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺍﺯﻡ ﻧﮕﻴﺮﺵ ....!
ﻧﺒﺎﺷﻪ …. !ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ....!


░ 1392/08/29 ░ 06:18 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


بی معرفت . . . !

بعد از مدت ها دیدمش!

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…!

خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم.تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:

بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…!

دستات به دستاش عادت کرده…!



░ 1392/08/27 ░ 07:04 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


عید سعید غدیر خم
عیتون مبارک


░ 1392/08/2 ░ 12:47 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


مرد
کی میگه مرد گریه نمیکنه؟
بعضی وقتا انقد بغض داری که باید مرد باشی که بتونی گریه کنی!



░ 1392/07/30 ░ 12:36 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


چقد سخته . . . !

چقد سخته که بارونی بشی هرشب نتونی اسمون باشی....

چقد سخته که زندونی بمونی بی درودیوار نتونی هم زبون باشی....

چقد سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده....

چقد سخته که عشقت اسمون باشه ولی اسون بگن چنده....

چقد سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجیش باشی....

چقد سخته که رفتن راه اخر شه نتونی راهیش باشی....

چقد سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی....

چقد سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی توسینه داغون شی....


░ 1392/07/13 ░ 02:14 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


هوس کردم...!
هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون
به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه

آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من
حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه

امشب چشای من مثل ابرای بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره؟
آره بخند! بخند! که حالم خنده داره
بخند! بخند! که حالم خنده داره

این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابونا
نمیخوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه
نه پلکام روی هم میرن، نه دست میکشم از گریه
نه میخوام بند بیاد بارون، نه چتری رو سرم باشه

امشب، چشای من مثل ابرای بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره
چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره
آره بخند! بخند! که حالم خنده داره


░ 1392/07/2 ░ 08:44 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


توی آسمون دنیا دیگه من جایی ندارم ... !
توی آسمون دنیا، هرکسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست، آسمون جایی نداره
واسه من تنهایی دردِ 
دردِ هیچکسو نداشتن، هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم انگار که باید تنها بمونم
تا دم لحظه ی مردن شعر تنهایی میخونم



░ 1392/07/2 ░ 12:44 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


منم اون مترسکی که ...
منم اون مترسکی که...
نه معلومه زندست 
نه معلومه مرده

کلاغا میان دورش
یه تعدادشون با این فکر که یه موجوده بی جونه میان روش میشینن 
و تا وقتی که مزرعه ی مترسک محصول داره میشینن کنار مترسک (بعضی وقتا هم رو شونش) 
ولی وقتی که دیگه تموم شد ...
میزارن میرن
مترسک تنها میمونه
ولی از شدت تنهاییش به کلاغا عادت کرده بود
اون یه موجوده بی جون نبود ، فقط چون تنها بود کلاغارو فراری نداد تا براش رفیق باشن اما ...
اما نمیدونست این رفاقت و دوستیه کلاغا فانیه!

نـــــــــــــــــه
این نوشترو ازش خوشم نیومد، نقطه سر خط...
از اول...


خیلی وقته تک و تنهام توی باغی از ترانه
منتظر واسه یه خوبی یه رفیق بی بهانه

توی دنیای پر از گل واسه عالمی غریبم
میون این همه خوبی این منم که بی نصبیم

روزگاری زیر بارون روزگاری بیقرارم
جز یه لحظه مهربونی دیگه خواسته ای ندارم

تو کنار من بشینی دل خستمو ببینی
بیای از تو باغ قصم یه شکوفه ای بچینی

منم اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا
واسه من ابد بریدن میون حصار باغا

آخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا
آداما رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا

منم اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا
آداما رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا

با تو این پالتوی کهنه مثل ابریشم لطیفه
تن پوشالیه سردم مثل خواب گل ظریفه

میدونم ازم میترسی من با اون چشمای خسته
چه جوری به دست بیارم دل تو با دست بسته

من با این لباس کهنه صورت ضمخت و زشتم
خیلی وقته تک و تنهام آره این سرنوشتم

ای پرنده های غمگین که از چشای من نترسین
آداما گریه رو دیدن برین از اونا بپرسین

من اون مترسکی که شدم عاشق کلاغ
واسه من ابد بریدن میون حصار باغا

آخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا
آداما رو دوست ندارم عاشق شمام کلاغا






░ 1392/06/30 ░ 12:13 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


قرارمون یادت ، دوست دارم یادت نره . . . !
سلام دستای خوبم 
سلام
خوبین؟
خیلی وقته نیستم نه ؟
آره ، خیلی وقته!
آخه دیگه نوشته هام به تایپ نمیرسه تا میام بنویسمشون از گوشه چشام میچیکن تموم میشن!
مهلت نمیدن که بیارمشون اینجا...!
انگار خیلی عجله ای شدن...!
بی قرار شدن ...!
تا به خودم بجنبم کار از کار گذشته...!
اگه دوستای قدیمیم اینجا باشنو این نوشتمو بخونن یادشون هست که شب و روز من با آهنگ ها سپری میشه.
الانم که دارم اینجا می نویسم از صبح یه آهنگ رفته تو روحو روانم و داره قطره میچیکونه از چشام!
قطره که چه عرض کنم هوا بارونیه، داره بارون میاد!
نمیدونم من کی میتونم از این حس و حال بیرون بیام!
آهنگ گوش میدم، بارون میاد
فیل میبینم، بارون میاد
حرف میزنم، بارون میاد
حالمو میپرسن، بارون میاد
پیش دوستان میرم، بارون میاد

هه هه ....!
اگه دختر بودم اسممو میذاشتم باران، فامیلیمم میکردم  بارونی !
فک کنم کلا خدا منو بارونی دنیا آورده که تو تمام لحظات زندگیم می بارم!

خب بگذریم !
شما رو به یه آهنگ خیلی قدیمی دعوت میکنم، تقریبا سال 2004 اینا باید باشه!



قرارمون یادت نره !


یادت نره دوست دارم
خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر
مال خودت ، مال چشات

خورشید و بردار و بیا
آفتابی شو به خاطرم

قرارمون یادت نره
دیر نكنی ، منتظرم

قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره

قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره

قرارمــــــــــــون ساعت عشق
كنارِ دلشوره زدن

كنار دلواپسی و 
ترس یه وقت نیومدن

عاشقم و عاشقِ تو
از همه دیوونه ترم

قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم

قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره

قرارمون كنارِ گل
كه سر به زیرِ عطر توست

تو چین چینِ دامنی كه
هزار تا بغض رو میشه شست

خورشید و بردار و بیار { بردار و بیار }
آفتابی شو به خاطرم { خاطرم }

قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم




اینم آهنگی که امروز هوای منو بارونی کرده بود...!

هــــــــــــی روزگار...!


░ 1392/05/24 ░ 06:00 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


حرف هایی برای نگفتن

حرف های پشت پرده

حرفهایی برای نگفتن

ارتفاعی از سکوت

وناگهان شاید

                    سقوط...!

توان هجرت کردن تنهایی را نیست

مجال هم نیست

اما مجهول چرا...

که نمیدانم ناشی از جهل است

یا از اسیر شدن در مَجهَل....!

غریبه ای که این ناشناسی

می آزارد روحم را ...

می خاراند ذهنم را...

و می میراند جسمم را...

اما دریغ

دریغ از حتی یک فاتحه

که می توانست فتح کند این قلب را...

در این جا وقتی برای کسی می میری

تب که نمی کند هیچ

از خواندن یک فاتحه هم دریغ می کند

این جا حتی برای بی کسی خودت هم نباید بمیری

کاش این پایان برمن بود...


**کپی شده از خط خطی های دلتنگی



░ 1392/04/21 ░ 01:46 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


خاموشی و برق
چراغها را خاموش کن، نور نمی خواهم...
نگاهم که می کنی برق نگاهت من را که هیچ، تمام شب را مچاله می کند

░ 1392/04/19 ░ 11:46 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯


تا حالا شده دلت بگیره...؟
تا حالا شده دلت بگیره * از دست غصه دق کنه بمیره 
تا حالا شده که محتاج بشی * حتی خدا هم دستتو نگیره 
تا حالا شده یه روز بی خبر * عشقت بره بهونشو بگیری
بفهمی هر چی میگغت دروغ بود * کم بیاری دلت بخواد بمیری
تا حالا تنها یه جا نشستی * بی سرصدا توی خودت شکستی
حس خجالت بشینه رو چهرت * از اینکه حس کنی اضافی هستی 
تا حالا شده چیزی ببینی * دلت بخواد کور بشی و نبینی
واسه پنهون کردن گریه هات * زیر بارون بدون چتر بشینی



***از امروز به بعد نظات رو آزاد میکنم پس لدفا بعضیا ادب رو رعایت بکنن و حرفای شخصی مربوط به من رو هم نظر خصوصی بدین!
مچکر...!


░ 1392/04/6 ░ 09:07 ب.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯



( تعداد کل صفحات: 3 ) [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]