تبلیغات
تـ ـنـ ـهـ ـا تـ ـر یـ ـن تـ ـنـ ـهـ ـا . . . - خسته شدم از دلتنگی

تـ ـنـ ـهـ ـا تـ ـر یـ ـن تـ ـنـ ـهـ ـا . . .

چـــــرت نوشت های من...



خسته شدم از دلتنگی
خیلی دلم تنـگه
خــــســـتــــــم
خستــــم از ایــن دنیــایـی که تمـوم نمیـشــه

گاهی وقتا آدم نمیدونه که باید چیکار کنه
گاهی وقتا آدم با همه ی همه لج میکنه، با دوستاش با خونوادش اصن کلا با خودش
یه حسی به آدم دس میـده
انگار که توی یه خلاء باشی
یا مثلا معلق توی فضـــــــا
اون موقعست که باز همون فکرای خراب تکراری میان سراغت (مرگ، گریه، خاطراتی که آدماش نیستن ولی خوب جزئیاتشون یادته...)


گرد و غبـاری که دلم گرفتــــه
حـوصــله زیــر و زبـــر نـــــداره
ساقه ی خشکیده بید صبرم
خـــم شــده و نای تبــر نداره
بیـــاد با اینـــکه آخرای قصه است
از رو دوشت این بار و بر می داره
قافیـــه هـام یکی یکی تمـو شـد
امــــــــا تــــرانه هــام ادامـــه داره
از رو دوشت این بار و بر می داره

یعنی یکی پیدا نمیشـه از اون
بــرای ایـن خستـــه خبــر بیاره
اگه بیـــاد بهش بگیــن بجنبــه
غصـــــــــه داره دخل منو میاره
غصـــــــــه داره دخل منو میاره




░ 1392/10/11 ░ 05:33 ق.ظ ░ ̅̅ ̅̅ ̅̅S̅̅h̅̅a̅̅h̅̅i̅̅n̅̅ ̅̅ ̅̅ ░ ♯ نظرات() ♯